|
در
مقدمه كتاب میخوانیم:
ما ميخواهيم تا از اين كتاب بهره ببرید.
هيچ چيزی مهمتر از اين نیست كه بدانيم چگونه شركتهاي پيشرو در سراسر
جهان فرایندهاي اكتشافي خود را براي پيگيري نوآوري استراتژي طراحی
ميکنند.
نوآوري استراتژي يك مُد نيست. نوآوري
استراتژي آخرين برنامه ماهانه مديريتي نيست. نوآوري استراتژي يك
فرایند كشف و ظهور آينده، درك تغيير نيازهاي مشتريان و استفاده از
بینشهاي حاصله در این اكتشافات براي شناسايي فرصتهاي جديد كسبوكار
براي شركت شماست. نوآوري استراتژي اين چنین فرایندی است. اگرچه بسياري
از برنامههاي مديريت به شما كمك ميکند تا هزينههاي خود را براي رشد
بیشتر توليد كاهش دهيد، اما نوآوري استراتژي در رشد سطح كلان سازمان به
یاری شما ميآید. فرصتهاي جديد كسبوكار موتور محرکهای هستند تا
استراتژيهاي جديد شركت كه رشد آينده را در پي دارد، پيش بروند.
در عين حال، شركتها نوآوري استراتژي را
بدلیل نداشتن ساختار يا فرایندي داخلي براي انجام آن انجام نميدهند.
چه كسي در شركت شما عهدهدار مسئوليت برای آينده است؟ چه كسي مسئولیت
فرایند برنامهريزي استراتژيك را با ايدههايي كه استراتژي كنوني شما
را به چالش بكشد و شما را در بازارهاي جديد قرار دهد، احساس ميكند؟
چگونه تصميم داريد تا چارچوب كسبوكار جديد و بعدي خود را شناسايي كنيد
كه مبنای رشد و موفقيت آينده شماست؟ آنچه ما در اين كتاب تشریح ميكنيم
رويكردی مرحله به مرحله، نه قدم به قدم، براي فرایند نوآوري استراتژي
است. ما اين الگو را ارائه و به شما توصیه ميكنيم تا آن را براساس
نيازهاي خاص شركت و صنعت خود تغيير دهيد. اين الگو براي بيش از يك دهه،
براساس تجارب ما در محدوده وسيعي از شركتها و صنايع مختلف آزموده شده
است. ما بعضي از اين داستانها را بیان میکنیم كه كمك كرده است تا
فرایند نوآوري استراتژي خلق گردد. اين فرایندي است كه نتیجه خواهد داد!
خلق فرایند فراواحدي نوآوري استراتژي در
ساختار بنگاه به اندازهاي كه شنيده ميشود، کار آسانی نيست. خصوصاً
زماني كه اين فرایند با يك گردش خروج از استراتژي جاري و الگوی
كسبوكار بنگاه همراه باشد. گريز از «گرانش بنگاه» و سپس دور شدن از
«نظام مصونیت بنگاه» دو تهديد براي راهاندازي اين فرایند هستند. ما به
اين نكات توجه خواهيم كرد و كمك ميكنيم تا شما نیز آنها را در نظر
داشته باشيد.
همچنين يادگیريهای خود را در انتخاب و
آمادهسازي يك تيم «اکتشاف» براي اين فرایند بیان خواهيم کرد.
همسويي با مديريت كه در جبهه اول استراتژيك سازمان به اكتشاف
ميپردازد، ملاحظه اساسي است كه به تفصيل توضيح داده خواهد شد. ما نشان
خواهيم داد كجا بينشهاي ارزش محور – براساس مشتريان، کشف آينده و
الگویهاي جديد كسبوكار - ميتواند در جبهه
اول استراتژيك شما ظاهر شود. اخذ اين بينشها و تبديل آنها به فرصتهاي
كسبوكار جديد يك گام اساسی است و اين به عنوان خلق يك نقشه راه
استراتژيك براي آينده خواهد بود. تمامي اين عناصر مبناي پنج مرحله
فرایند اكتشاف را شكل ميدهند.
|